همه چیز در باره ی بازی رد دد ردمپشن ۲ - red dead redemption 2
رد دد ردمپشن ۲ یا رستگاری سرخپوست مرده ۲ (به انگلیسی: Red Dead Redemption 2) یک بازی ویدئویی جهان باز با مضمون وسترن در سبک اکشن-ماجراجویی است که توسط راکاستار گیمز در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۸، برای کنسولهای پلیاستیشن ۴ و اکسباکس وان ساخته و منتشر شد، و نسخههای مایکروسافت ویندوز و گوگل استادیا در ۵ نوامبر ۲۰۱۹ عرضه شدند. این بازی سومین قسمت در مجموعه بازیهای رد دد محسوب میشود و پیشدرآمدی برای عنوان رد دد ریدمپشن در سال ۲۰۱۰ است. رد دد ریدمپشن ۲ در جوایز بازی سال ۲۰۱۸ در هشت رشته نامزد شد و توانست چهار جایزه شامل بهترین موسیقی و روایت داستانی را برنده شود. داستان رد دد ریدمپشن ۲ وقایع پیش از نسخه اول این بازی را در بر میگیرد. بازی در سال ۱۸۹۹ رخ میدهد و داستان یکی از گروههایی از غرب وحشی که گروه وندر لیند نام دارد را روایت میکند و بازیکن در نقش یکی از اعضای این کمپ به نام آرتور مورگان بازی میکند.
روند بازی[ویرایش]
رد دد ردمپشن ۲ یک بازی ویدئویی در سبک اکشن-ماجراجویی با موضوع وسترن و در محیط جهان باز است.[۶] روند اجرای بازی در قالب اول شخص و گاهی نیز در قالب سومشخص با کمک سامانه دوربین مجازی است. ماجراهای داستان در سال ۱۸۹۹ و در ایالتهای غرب میانه آمریکا و ایالتهای جنوبی آمریکا جریان دارد.[۷] بازی را در قالب تکنفره یا چندنفره آنلاین میتوان اجرا کرد که دومین مورد تحت عنوان رد دد آنلاین منتشر شدهاست. سیستم مبارزات بازی بازطراحی شدهاست و مکانیکهای قابلتوجهی به آن افزوده گردیده که شامل درگیری تنبهتن بر پایه حملهدوگانه یا استفاده از کمان میباشد.[۸] بخشهای نامکشوف بازی بزرگترین بخش جهان بازی را شکل میدهد که عمدتاً حاوی مناظر متنوع با مسافران گذری است. راهزنان، حیاتوحش، زیستگاه انسانی و مناطق شهری مشتمل بر ویلاها و عمارتهای خصوصی از نکات برجسته و متنوع دیگر است.[۹] اسبها از اشکال مختلف وسایل حملونقل هستند که نژادهای مختلفی از آنها در بازی وجود دارد. بازیکن میبایست برای استفاده از اسبها، ابتدا آنها را رام کرده و سپس به تغذیه و تیمار کردن آن بپردازد. استفادهٔ بیشتر از یک اسب خاص، فرایند اتصال یا همجوشی بین راکب و مرکوب را فراهم مینماید که میتواند با تیمار کردن و تغذیه مرتب افزایش پیدا کند.[۱۰] در روند گشتوگذار بازی از دلیجان و قطار نیز برای مسافرت میتوان استفاده کرد. بازیکن میتواند با تهدید و ارعاب راننده یا مسافران قطار و دلیجان اقدام به راهزنی هم بنماید.[۱۱]
بازیگر در طی گشتوگذار ممکن است با درخواستهای کمک از جانب دیگران هم مواجه شود که اگر تصمیم به کمک بگیرد، آنها سپاسگزار خواهند بود و میتوانند پاداش هم بدهند.[۱۰][۱۲] چاقوبازی رومیزی، دومینو، بلکجک و پوکر از جمله سایر فعالیتها و سرگرمیهای اختیاری بازیگر است.[۱۳] از مهمترین مولفههای دیگر بازی پروسه شکار کردن و شکارگری است که در تأمین مواد غذایی، درآمد یا برای ساختن برخی وسایل نقش عمدهای دارد. انتخاب اسلحه مناسب در کیفیت روند شکار نتیجه مستقیم دارد و رعایت فاکتورهای مهم، بر کیفیت گوشت و پوست شکار و در نهایت ارزش آنها تأثیر بسزایی دارد. بازیگر میتواند بلافاصله پوست حیوان را بکند یا او را بر پشت اسب گذاشته و حمل نماید که به مرور زمان فاسد میشود و ارزش آن کاهش مییابد و ممکن است حیوانات وحشی را به سمت بازیکن جلب نماید.[۱۴]
بازی تمرکز بسیار زیادی نسبت به انتخابهای بازیگر برای پیشبرد روند داستان و مأموریت دارد.[۱۵] لحظاتی در بازی وجود دارد که امکان ماموریتهای اضافی را فراهم مینماید. کارکتر اصلی میتواند با شخصیتهای غیر اصلی داستان ارتباطهای متفاوتی برقرار کند که با توجه به دیالوگها میتواند دوستانه یا پرخاشگرانه باشد و در عینحال میتواند اقدام به کشتن سایرین نماید و سپس داراییهای جنازه ایشان را به عنوان غنیمت تصاحب نماید.[۱۶] بازی با اندازهگیری درک عملکرد بازیکن از دیدگاه اخلاق، یک سیستم هوشمند شرافتمندی اجرا مینماید. اقدامات اخلاقی مثبت همچون کمک به غریبهها، پیروی از قوانین و غیره به شرافتمندی و افتخارات بازیکن میافزاید و در قبال آن، انجام اعمال منفی همانند سرقت، آسیبرساندن به بیگناهان باعث کاهش میزان شرافتمندی و به طبع آن افتخارات بازیکن میشود. داستان تأثیر مستقیمی بر میزان شرافتمندی بازیکن دارد. اغلب گفتگوها، معاملات و تعاملها بر اساس میزان شرافتمندی متفاوت است. دسترسی به میزان شرافتمندی بیشتر مزایای بسیاری برای بازیگر خواهد داشت که مهمترین آنها گرفتن تخفیفهای ویژه در هنگام خریدهای مختلف از فروشگاهها است و سطح پایین شرافتمندی نیز مفید است چرا که بازیکن در بیشتر مواقع و هنگام لوتکردن و غارتکردن اموات و جنازهها، غنایم بیشتری نصیبش میشود.[۱۷]
داستان[ویرایش]
داستان بازی رد دد ریدمپشن ۲ به سال ۱۸۹۹ میپردازد. پس از نافرجام ماندن دزدی باند گنگ داچ فن در لین مجبور به فرار از بلک واتر شدند. داچ فن در لین متوجه شد برای بقا باید به همراه گروه خود مشغول به بدست آوردن پول شود. شخصیت اصلی این بازی آرتور مورگان که از افراد مورد اعتماد سرپرست گروه داچ میباشد پیشنهاد دزدی از یک قطار را در شب میدهد. داچ به همراه آرتور، بیل ویلیامسون، مایکا بل، خاویر اسکوئلا و جان مارستون از قطار متعلق به لوویتیس کورنوال سرقت میکنند و پول بسیاری بدست میآورند و داچ نیز به اعضای گروه قول میدهد که این آخرین نبرد خونین آنها باشد. اما چندی پس لوویتیس کورنوال با حمله شبانگاهی که کمپ گروه داچ فن در لین ضمن تخریب کمپ پولهای آنها را غارت میکند. گروه داچ فن در لین برای بقا مجدد مجبور به دزدی میشوند و اینبار با حمله به بانک در شهر ولنتاین موفق میشوند مقداری پول بدست آورند و همچنین کمپ خود را در شهر 'لیموین' بازسازی نمایند.
در شهر لیموین داچ و آرتور سعی میکنند با بزرگان شهر از جمله خانوادههای گری و بریثیوس قراردادی را امضا کنند تا برای آنها کار کنند و در عوض از آنها پول دریافت نمایند و ارتباط خود را قوی تر کنند اما گری در یک حمله در شهر رودز 'شان مگوایر' از اعضای گروه داچ را میکشد و بریثیوس جک پسر جان مارستون را دزدید. این قضیه باعث میشود تا تمامی اعضای داچ فن در لین به عمارت آنها حمله کرده و در یک نبرد خونین آنها را کشته و عمارت را تصاحب کنند. اما پسر جان در آنجا حضور نداشت. خانم بریثویس به آنها میگوید که جک پسر جان را به شخصی به نام 'برونته' در شهر سنت دنیس تحویل داده. به دلیل نزدیکی عمارت بریثویس به شهر 'سنت دنیس' که یکی از پیشرفتهترین شهرها در غرب وحشی محسوب میشود داچ تصمیم میگیرد اعضای کمپ در این عمارت مستقر شوند تا علاوه بر پیدا کردن پسر جان از این موقعیت بتواند به بانک شهر 'سنت دنیس' دستبرد بزنند.
داچ، آرتور و جان برای بازپسگیری جک در شهر سنت دنیس نزد آنجلو برونته یکی از با نفوذترین افراد این شهر میروند. آنجلو نه تنها از پسر جان به خوبی مواظبت کردهاست بلکه با یک مهمانی مجلل از گروه گنگ داچ فن در لین استقبال میکند. داچ سعی میکند با مذاکره با آنجلو برونته محل مناسب برای سرقت مسلحانه را پیدا کند که آنجلو برونته اعلام میکند سالن پوکر و اداره پست سنت دنیس از پولدارترین مکانها برای سرقت میباشد. ابتدا آرتور مورگان، جان مارستون و خاویر اسکوئلا با شیادی وارد سالن پوکر شده و به آنجا دستبرد میزنند. سپس به اداره پست میروند اما نه تنها پولی در آنجا پیدا نمیشود بلکه پلیسها خیلی زود سر میرسند و نقشه سرقت آنها را نقش بر آب میکنند. داچ که بر این باور است که پلیسها از پیش در محل حضور داشتند این قضیه را خیانتی از سمت آنجلو میداند، شبانه به همراه گروه خود با قایق به خانه ساحلی آنجلو حمله میکند و وی را دستگیر کرده و در آب در محل حضور تمساحهای میاندازد.
داچ که تنها راه بدست آوردن پول را دستبرد به بانک سنت دنیس میداند با تمامی اعضای گروه در یک حمله همهجانبه به بانک سنت دنیس حمله میکنند اما توسط پلیسها محاصره میشوند. جان مارستون دستگیر شده و خوزه ماتیوس از دیگر اعضای گروه کشته میشود. بقیه اعضای گروه از طریق پشت بام راه فرار را پیدا میکنند تا از طریق یک کشتی باربری از سنت دنیس فرار کنند. آرتور متوجه میشود قرار است ناخدا کشتی از آمریکا توسط راه دریایی به مقصد کوبا برود. حضور در کوبا موقعیت بسیار خوبی را برای بدست آوردن پول برای گروه میتوانست فراهم کند اما کشتی دچار طوفان دریایی شده و غرق میشود. اعضای گروه داچ، آرتور، بیل، مایکا و خاویر به دریا افتاده و با تلاطم دریا به جزیره ای نزدیک کشور هائیتی با نام 'گوارما' میرسند. مأموران گشت ساحلی جزیره آنها را پیدا میکنند و دستگیر میکنند اما افراد محلی به کمک گروه آمده و آنها را از دست مأموران نجات میدهند با این حال خاویر اسکوئلا نمیتواند فرار کند و مأموران او را دستگیر میکنند. افراد محلی به افراد گروه مکان و غذا میدهند تا آنها بتوانند راهی برای نجات خاویر پیدا کنند.
آرتور به همراه بقیه اعضای گروه در جزیره و به همراهی افراد محلی موفق به نجات خاویر و فرار از جزیره به سمت آمریکا میشوند. پس از بازگشت به آمریکا اعضای گروه دوباره در کمپ جدید جمع میشوند اما دقایقی از جمع شدن اعضا نمیگذرد که کمپ توسط آژانس ملی کارآگاهی پینکرتون محاصره میشود. آرتور، بیل ویلیامسون و سیدی ادلر با فرار از در پشتی کمپ و دور زدن توانستند از پشت به اعضای پینکرتون حمله کنند و جان اعضای گروه را نجات دهند. چگونگی پیدا کردن موقعیت کمپ جدید توسط پینکرتون باعث شک و شبهه توسط سیدی ادلر شد و وی با جستجوی بسیار متوجه شد یکی از اعضای حاضر در گروه به عنوان جاسوس پینکرتون عمل میکند. سیدی به دلیل اعتماد بالایی که به آرتور داشت قضیه را با وی مطرح کرده و آنها متوجه میشوند جاسوس کسی نیست جز مایکا بل. اولویت برای آرتور و سیدی آزادی جان مارستون از زندان سنت دنیس بودهاست آنها به سنت دنیس رفته و به جان مارستون کمک میکنند تا فرار کند. پس از آن آرتور از سیدی و جان جدا میشود اما دقایقی نمیگذرد که به دلیل سرفههای خونین شدید بیهوش میشود. فرد غریبه ای آرتور را به پزشک سنت دنیس میرساند. پزشک به آرتور میگوید که وی به بیماری سل مبتلا است.
آرتور خود را به کمپ میرساند و شاهد درگیری لفظی بین داچ و سیدی ادلر میشود. داچ با دیدن آرتور درگیری لفظی با وی پیدا میکند زیرا داچ کمک به نجات جان مارستون را اشتباه میداند و میگوید اینکار باعث حساس شدن بیش از پیش و تحت تعقیب قرار گرفتن گروه میشود. این درگیریها باعث وجود بیاعتمادی داچ نسبت به آرتور و جان میشود. آرتور به جان میگوید که به همراه خانواده خود از گروه جدا شود و زندگی جدیدی را شروع کند. همچنین تمامی داراییهای خود را به جان میدهد و به تنهایی درحالی که از مرگ خویش بابت بیماری مطمئن است به سمت پیدا کردن مایکا بل میرود.
آرتور و مایکا در نوک یک کوه به هم میرسند. در نبود آرتور حال مایکا فرد مورد اعتماد داچ شدهاست و به همین دلیل در حالی که نبرد این دو و حرفهای آرتور را میبیند فقط محل را ترک میکند. چگونگی مرگ آرتور کاملاً بسته چگونگی بازی کردن بازیکن در این لحظه میباشد. در صورتی که میزان شرافت آرتور بالا باشد، مایکا فرار کرده و آرتور به دلیل بیماری سل میمیرد اما اگر میزان شرافت آرتور در طول بازی پایین باشد مایکا با ضربه ای به آرتور وی را میکشد.
پس از مرگ آرتور بازی هشت سال پس را نشان میدهد که جان مارستون زندگی جدید و شیرینی را با داراییهایی که از آرتور به وی رسیدهاست برای همسرش ابیگل و پسرش جک میسازد. جان برای گرفتن انتقام آرتور از مایکا پیش سیدی ادلر میرود و موقعیت کنونی مایکا را بدست میآورد. هنگامی که برای مبارزه با مایکا میرود متوجه میشود که مایکا و داچ با هم هستند. جان به داچ در مورد تمامی اشتباهاتش و جاسوس بودن مایکا در این همه سال و علت فروپاشی گروه میگوید و همین باعث میشود تا داچ در حالی که تفنگش به سمت جان میباشد به یکباره تفنگ را تغییر مسیر دهد و مایکا را بکشد.
در صحنه پایانی بخشی از سرگذشت زندگی افراد زنده در کمپ را بیان میکند و در صحنه پایانی جان مارستون به قبر آرتور مورگان میرود که این شروعی بر رویدادهای داستان قسمت اول بازی میباشد.
مشخصات سیستم مورد نیاز گیم . اسم گیم و ... با ما